دکتر خسرو پناه

عبدالحسین خسروپناه
طب_اسلامی
قسمت اول
بعنوان مقدمه عرض ميكنم بخشي از مباحث ديني بدون ترديد با طب ارتباط دارد، مباحثي مثل اخلاق پزشكي و فقه پزشكي كه بسياري از بزرگان مقالات متعدد در اين مورد نوشته اند بي شك با شريعت در ارتباط است.
مثلا يكي از كتاب هاي مهم در فقه پزشكي كتاب الكلمات السديده از آيت الله مومن است. البته مقالات متعدد در باب فقه پزشكي نوشته شده است چون فقه روشش اجتهادي است، در واقع ميخواهد به حلال و حرام ها بپردازد، در مورد مسائلي مثل لقاح مصنوعي، رحم اجاره اي، مرگ مغزي، پيوند اعضاء و … و يا مسائلي كه مربوط به اخلاق پزشكي ميباشد كه برگرفته از اخلاق اسلامي است. در اين زمينه هم كارهايی انجام شده اما به اندازه فقه پزشكي نيست.
در باب جريان شناسي گروه هاي فعال در عرصه طب بايد گفت كه اساسا اين جريانات به دو گروه عمده تقسيم ميشوند.
1⃣گروه اول سامانه حاكم بر نظام سلامت كشور است كه شامل تمامي دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور و زير مجموعه هاي آن ميشود.
از مباحث بهداشتي و درماني گرفته تا مسائل مربوط به پيشگيري. اين طب يك سير پانصد ساله موثري داشته است و از يك مقبوليت عمومي برخوردار است و عمدتا هم پارادايم حاكم بر اين طب، از يك نگاه انسان محورانه و تجربه گرايانه نشات گرفته است و تحت عنوان طب رايج، طب كلاسيك و … شناخته ميشود.
اين دسته تقريبا اعتقادي به طب سنتي و اسلامي ندارند و اساسا تفكر غالب بر وزارت بهداشت هم همين است. مثلا همين تنزل معاونت طب سنتي به اداره كل طب سنتي يكي از نمونه هاي مخالفت وزارت بهداشت با طب سنتي است.

قسمت دوم
2⃣جريان دوم جرياني است كه طب سنتي را قبول دارد.
خود اينها هم به چند دسته تقسيم ميشوند، يك دسته معروف به طب سنتي، يا طب بقراطي، يا طب ايراني و حتي بعضي هم به آن طب اسلامي ميگويند كه منظورشان طب رايج در تمدن اسلامي است. اين طب مبتني بر اركان و اخلاط اربعه است و خاستگاه تمدني آن يونان باستان و ايران باستان است. اينها هم نگاه فيزيكال به انسان دارند و تا حدودي بعضي از ابعاد روحاني انسان را هم توجه دارند.
همانطور كه گفتم اين گروه هم به چند دسته تقسيم ميشوند، يك گروه كساني هستند كه پزشكي كلاسيك را خوانده اند و در دوره هاي پي اچ دي طب سنتي مدرك گرفته اند، يعني كساني كه بعنوان پزشك و پيرا پزشك در چهار چوب مقررات و ضوابط كشور فعال هستند و تا آنجايي كه بنده مطلع هستم ۱۷ دانشكده در كشور در حوزه طب سنتي فعال ميباشد.
3⃣گروه ديگري كه معتقد به طب سنتي است گروه هاي غير پزشك هستند.
اينها فاقد تحصيلات پزشكي هستند و البته بعضي از اينها اساسا فاقد دانش طب سنتي هم هستند و البته بعضي از آنها هم واقعا دانش كافي را دارند. اين گروه در كشور در حال تدريس و حتي تجويز نيز هستند.
مثلا بعضي از اينها توانسته اند موسساتي هم راه بيندازند مثل موسسه پيك شفاي اصفهان، حيات طيبه مشهد، موسسه تحقيقات حجامت و … . اينها به طب سنتي قائل هستند كه بر اساس نظريات بوعلي سينا و بزرگان طب سنتي استوار است.

قسمت سوم
3⃣دسته سوم از كساني كه طرفدار طب سنتي به معناي عام هستند كساني هستند كه طرفدار طب اسلامي هستند. يعني كساني كه ميخواهند شناخت و درمان بيماري را از نصوص ديني استخراج كنند.
اينها هم خودشان طيف هاي گوناگوني هستند. از كساني كه صرفا آموزش ميدهند تا كساني كه كار باليني انجام ميدهند و داروسازي دارند و تجويز مي‌كنند.
اينها فقط به طبي كه مبتني بر نصوص ديني باشد قائل هستند. يعني ميگويند ما فقط و فقط بايد از متون روايي استفاده كنيم و نه طب جديد درست است و نه طب سنتي ابن سينا و زكريا رازي!
اين گروه حتي ميگويد پيامبر اسلام (ص) و ائمه (ع) آمده اند كه با اين طب مدرن مخالفت كنند و به ما ياد دهند كه چگونه دارو بسازيم و چگونه درمان كينم و… . امروزه كساني كه قائل به طب اسلامي منحصر در كتاب و سنت هستند تعداد زيادي ندارند. شايد از بين شخصيت هاي مطرح يك يا دو نفر هم بيشتر نباشند، اما چون باب جديدي باز شده است همان يكي دو نفر قصه را تبديل به جريان طب اسلامي كرده اند.
سوال اساس و مبتلابه جامعه امروز ما اين است كه آيا دين ميتواند نقشي در شناخت بيماري ها داشته باشد يا خير؟ و يا راه درمان بيماري ها در دين و به طور خاص اسلام وجود دارد يا نه؟ اين سوالي است كه بر پرتوي پاسخ به آن بسياري از مشكلات فكري ما حل خواهد شد
.
قسمت چهارم
در حال حاضر كساني در كشور هستند كه هر روايتي را ميگيرند و بدون بررسي سندي و دلالي آن را به همه تجويز ميكنند.
اينان بدون اينكه توجه داشته باشند روايت براي چه شخصي و براي چه كساني با چه وضعيت زماني و مكاني صادر شده است، اين روايات را به همه تجويز ميكنند.
البته بعضي هم افراط كرده و خيلي سريع و صريح وقتي با روايتي برخورد ميكنند تمام روايات را كنار ميزنند.
مثلا افرادي كه مخالف طب اسلامي هستند وقتي با اين روايت كه پيامبر فرموده است: «المعده بيت كل الداء» مواجه ميشوند، بلافاصله ميگويند: «چون اين روايت شبيه به فلان دستور در منابع طب يوناني است پس معلوم ميشود كه مسلمانان آمده اند و آن مطلب را از بقراط و يا از كتب يوناني گرفته اند و بعد به اول جمله يك «قال رسول الله (ص)» اضافه كرده اند و آن را وارد منابع ديني كرده اند».
💠اين رويه افراط فقط به اين دليل است كه مثلا اين جمله پيامبر (ص) شباهت دارد به فلان جمله بقراط.

قسمت پنجم
✅به نظر من اين خيلي ادعاي غير علمي است. اي بسا همان جمله را هم بقراط از انبيا (ع) سابق نقل كرده است.
وقتي انسان پا بر عرصه زمين گذاشت قطعا همراه با او بيماري هم بوده است و قطعا خداوند نقش در پيدايش طب داشته است. اما اينكه كل طب را در دست ما گذاشته است يا نه، اين محل بحث امروز است.
من احساس ميكنم بعضي به بهانه هايي ميخواهند باب روايات سلامت را ببندند. من ميخواهم بگويم كساني كه به هر روايتي تمسك ميكنند بدون درنظر گرفتن سند و دلالت همچنين كساني كه ميخواهند روايات طبي و سلامت را حذف كنند، هردو غلط است.
گاهي بعضي بين فقه پزشكي و علم پزشكي خلط هايي ميكنند، مثلا بعضي قواعدي كه مربوط به علم اصول است را تعميم داده اند و در حوزه علم پزشكي استفاده ميكنند

نظرات

0 دیدگاه

  • سلام، guest

آخرین نوشته ها

طب اسلامی از منظر پروفسور علی کرمی

خبرگزاری مهر عضو هیئت علمی دانشگاه بقیه الله(عج): باید درطب از تعالیم اسلامی کمک گرفت/ بیوتروریسم؛ ازعلل رشد سرطان عضو هیئت علمی...

طب ایرانی اسلامی و پیشگیری از سرطان

طب اسلامی" می‌تواند از ابتلا به سرطان پیشگیری کند ظرفیت‌های طب ایرانی اسلامی و مکمل در کمک به بیماران سرطانی،...

دغدغه رهبری مبنی بر احیای طب اسلامی

احیای «طب اسلامی» دغدغه مقام معظم رهبری است/ لزوم تشکیل سازمان مستقل طب سنتی یک محقق و پژوهشگر طب اسلامی...